السيد الطباطبائي
67
رسائل توحيدى ( فارسى )
همهء اين نامها ، به استثناى سه نام واحد : احد و حق ، تحت دو اسم قادر و عليم قرار دارند ، و اگر اين دو با هم به غير ، نسبت داده شود ، « قيوميّت » خواهد بود . بنابراين ، آن دواسم ، تحت نام قيّوم قرار دارند ؛ وخداوند سبحان از آن جهت كه ذاتاً عليم قدير است ، « حىّ » مىباشد . بنابراين سلطه دواسم : حىّ ، قيّوم ، شامل همهء نامهاى ثبوتى غير از وحدت ، مىشود . خداوند سبحان فرمود : « اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » « 1 » اين آيه با توجه به آنكه توحيد را هم بيان كرده است ، شامل همهء اسماى ثبوتى مىشود . اما جامع همه اسامى سلبى كه دلالت برنفى نقصها و عدمها مىكنند ، اسم « قدّوس » مىباشد . و جامع همهء اسمهاى ثبوتى و سلبى ، جلال و جمال ، ذاتى و فعلى ، نام « ذوالجلال والإكرام » است : « تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ » « 2 » اين نحوه به دست آوردن برخى از نامها از برخى ديگر و چينش ميان آنها و كيفيت تنزّل آنهاست و چه بسا شما بتوانيد با انديشه و دقت ، روابط معنوى ديگرى غير از آنچه بيان كرديم ، ميان آنها بيابيد كه موجب استنتاج نامهاى ديگرى گردد . « 3 » جامعترين حديث براى مضامين بحثهاى گذشته روايتى است كه كلينى در كافى با سند خود از ابراهيم بن عمرنقل مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود : « اللَّه تبارك و تعالى اسمى آفريد كه صداى حرفى ندارد ، به لفظ ادا نشود ، تن و كالبد ندارد ، به تشبيه موصوف نگردد ، آميخته به رنگى نيست ، ابعاد واضلاع ندارد ، حدود و اطراف از او ، دور گشته ، حس توهّمكننده به او ، دست نيابد ، نهان است بىپرده ؛ خداى آن را يك كلمهء تمام قرارداد ، داراى چهار جزء مقارن كه هيچيك پيش از ديگرى نيست ؛ سپس سه اسم آن را كه خلق به آن نياز داشتند ، هويدا ساخت ، و يك
--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 255 ( 2 ) . رحمن ، آيهء 78 ( 3 ) . به نمودار ضميمه ص 79 مراجعه شود